نمیدونست صداش رو بلندگوی گوشی پخش میشه . گفت : بخدا اینجا من حتی دو ساعت خواب راحتم ندارم .
سین با تردید و زیر چشمی من رو نگاه کرد . خودم رو مشغول و حواس پرت نشون دادم . دستهام تیر کشیدن ...
از یاد رفته ها...
ما را در سایت از یاد رفته ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 120