حرفمو به کرسی بنشونم یهو چشماش لرزید و گفت :
خدایا ، من دلیل تند شدنای تهمینه رو نمیدونم ولی ای خدا
هر چی که هست و تو ازش خبر داری خودت بهش آرامش بده ..
اینو از سر ناتوانی گفت ...
از عصر تا حالا با هر بار به یادآوردنش میمیرم .. میمیرم ...
از یاد رفته ها...
ما را در سایت از یاد رفته ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93